آموزش رانندگی
رانندگی آسان برای همه ی مبتدی ها نویسنده شمیلا سیامکی کارشناس ارشد روان شناسی
ساموئل هاپکینز آدامز نویسنده ی معاصر و بزرگ امریکا قریب نود سال قبل در امریکا متولد شد.امروزه با وجود اینکه برف پیری کاملا" بر سر و رویش نشسته هنوز دست از فعالیت های ادبی برنداشته و باز هم با همان شوق و حرارت اولیه چیز می نویسد.کتاب اتوبوس شب که از آثار دلنشین و برجسته ی این نویسنده ی چیره دست محسوب میگردد به سال 1933 برای نخستین بار چاپ و منتشر شد و از همان بدو انتشار چنان مورد استقبال گرم و پرشور خوانندگان قرار گرفت که کمپانی معظم کلمبیا سال بعد از روی آن با شرکت هنر پیشگان بزرگی همچون کلارک گیبل و کلودت گلبرگ فیلم جالبی تهیه کرد که بهترین فیلم سال شناخته شد و هنرپیشگان و کارگردان آن هر سه موفق به دریافت جایزه ی اسکار گردیدند. شهرت این کتاب در سایر کشورهای غربی و شرقی به هیچوجه کمتر از خود امریکا نبوده است.
خوشه های خشم جان اشتاین بک
داستان کتاب «خوشههای خشم» او که سال 1939 به چاپ رسید در مورد يك خانواده فقير آمريكايي كه در پي يافتن كار راهي ايالت كاليفرنيا شده اند،است . خانواده اي كه با وجود پدربزرگ و مادربزرگ يك زن حامله و دو بچه كوچك احتياج زيادي به سرپناه و غذا دارند و حاضرند براي هر مزدي كار كنند تا شكمشان سير شود . آنها فكر مي كنند در كاليفرنيا كار زياد است اما متوجه مي شوند كه تعداد كارگرها چندين برابر كارهاي موجود است و كارفرمايان مرب مزدها را كم مي كنند. این رمان در محکومیت بیعدالتی و روایت سفر طولانی یک خانواده تنگدست آمریکایی است که به امید زندگی بهتر از ایالت اوکلاهما به کالیفرنیا مهاجرت میکنند اما اوضاع آنگونه که آنها پیشبینی میکنند پیش نمیرود. اتفاقات این رمان در دهه سی میلادی و در سال های پس از بحران اقتصادی بزرگ آمریکا روی میدهد.انجمن کشاورزان متحد کالیفرنیا این رمان را دروغ و پروپاگاندای کمونیستی خواندند. این در حالی بود که این کتاب مدت کوتاهی توسط ژوزف استالین نیز در اتحاد جماهیر شوروی تحریم شده بود زیرا حزب کمونیست حاکم از این تفکر که حتی بینواترین آمریکایی هم میتواند صاحب یک ماشین باشد خوشحال نبود. اشتاینبک چندین بار تهدید به مرگ شد و افبیآی او را تحت نظر قرار داد. این کتاب سال 1939 منتشر شد و زیاد به مذاق سرمایه دارن و زمین داران آمریکا خوش نیامد. این کتاب برای مدتی توی آمریکا ممنوع شد . این کتاب در بسیاری از کتابخانهها ممنوع شد و نسخه هایی از آن به صورت سمبلیک در شهرهای سراسر آمریکا سوزانده شدند. دبلیو بی کمپ یکی از موفق ترین تولیدکنندگان نخ در کالیفورنیا که مسئولیت سرپرستی عمل سوزاندن این کتاب در بیکرزفیلد را بر عهده گرفته بود گفت: ما عصبانی هستیم، اما نه به خاطر اینکه تحت حمله خارجی قرار گرفتهایم، بلکه به خاطر اینکه با کتابی تحت حمله قرار گرفته ایم که نهاییترین وجه معانی کلمه «وقیح» است. اشتاين بك به خاطر اين كتاب برنده جايزه پوليتزر شده . جان اشتاین بک در سال 1962 برنده جایزه نوبل ادبیات شد.
«روح از هر چه ساخته شده باشد، جنس روح او و من از یک جنس است»بلندیهای بادگیر امیلی برونته
بلندیهای بادگیر امیلی برونته
بلندیهای بادگیر [Wuthering Heights]. رمانی از امیلی برانته (برونته) (1818-1848) بانوی نویسنده انگلیسی، که در 1847 با نام مستعار الیس بل منتشر شد. صفت «Whither» است که هم اسم است و هم فعل و ریشهای اسکاتلندی دارد. این واژهای است گویا، بیانگر توفانی که گرد خانه شخصیت اصلی داستان میچرخد و بدین ترتیب، فضای رمان را از نظر صدا، به شکلی نمادین تجسم میبخشد. داستان رمان برای مسافری تعریف شده است و او آن را به اول شخص روایت میکند. پدر و مادر هیثکلیف که کولیاند، او را رها کردهاند و آقای ارنشا او را نزد خود در روستا پذیرفته است و همچون فرزندان خویش بزرگ میکند. پس از مرگ ارنشای پیر به دست پسرش در یک توطئه بر علیه هیث کلیف، پسرش هیندلی که شخصیتی پست و بلهوس است، پسر جوان را، که همواره مورد تنفرش بوده است، رنج میدهد. در عوض، کاترین، دختر ارنشا با او تفاهم دارد و هثیکلیف با همه شخصیت پرشور و خشن خود عاشق او میشود. اما روزی میشنود که کاترین میگوید هرگز خود را تا آن حد پایین نخواهد آورد که با آن کولی ازدواج کند. هیثکلیف که غرور وحشیاش عمیقاً جریحهدار شده است، خانه را ترک میگوید و سه سال بعد، پس از اندوختن ثروت، بازمیگردد. کاترین با مردی مبتذل به نام ادگار لینتون ازدواج کرده است. برادرش، هیندلی، نیز ازدواج کرده است و اکنون با کمال میل از هیثکلیف ثروتمند استقبال میکند. اما هیثکلیف از این پس تنها برای انتقام زنده است. عشقی شدید و تلخ او را به کاترین پیوند میدهد که گویی افسون این عشق او را نیز منقلب کرده است و هنگامی که دختری به نام کتی به دنیا میآورد، خود از همان عشق میمیرد. در این میان، هیثکلیف با ایزابل، خواهر ادگار لینتون، ازدواج میکند. ولی او را دوست ندارد و با بیرحمی با او رفتار میکند. هیثکلیف بر هیندلی و پسرش هیرتون نیز تسلط دارد و برای اینکه از رفتار بد هیندلی با خود در آن زمان که کودک بود انتقام بگیرد، هیرتون را در شرایطی نگاه میدارد که مثل حیوانی وحشی بارآید. سپس، کتی را نزد خود میآورد و او را مجبور میکند تا با پسر عقبافتاده و نفرتانگیزش ازدواج کند. او در دل امید آن را دارد که سرانجام بتواند ثروت خانواده لینتون را به چنگ آورد. پس از مرگ پسر هیثکلیف کتی، بیوه جوان او، نسبت به هیرتون مهری به دل میگیرد و به آموزش او میپردازد. اما اکنون روحیه هیثکلیف دیگر فرسوده است و او آرزوی مرگ میکند تا به کاترین بپیوندد. هیثکلیف میکوشد تا خانه ارنشا و لینتون را ویران کند، اما به سبب عدم قاطعیت با شکست روبرو میشود. پس از مرگ او، هیرتون و کتی امکان مییابند که باهم ازدواج کنند و به خوشی زندگی کنند.
خشم و هیاهو ویلیام فالکنر
• داستان در مورد خانواده کامپسون و سرگذشت اعضای این خانواده است . آقاتی کامپسون مزرعه دار بزرگی است که به نوعی نیهیلیست می باشد . کارولین همسر او که تنها علاقه مند به پسر کوچکش می باشد . این خانواده 4 فرزند دارند . کونتین که پسری باهوش و حساس و در عین حال شیفته مرگ است . بنجامین که پسری عقب افتاده و در عین حال لال است . جیسن که پسری اقتصادی و خودخواه است . کدی تک دختر خانواده که به گفته فاکنر قهرمان اصلی کتاب است و قبل از ازدواج کردن ، باردار می شود . داستان پیچیده است و افراد با اسامی مشابه در نسل های مختلف در داستان وجود دارند یا افرادی هستند که تغییر نام می دهند و علاوه بر این برخی شخصیت های زن و مرد اسم یسکان دارند . فصل اول از زبان بنجامین روایت می شه و از آن جایی که بنجامین عقب افتاده ذهنی است قادر به یادآوری مطالب به صورت درست نیست . او دائما در زمان رفت و آمد دارد و هر بار قسمتی از یک ماجرا را به یاد می آورد . فصل دوم از زبان کونتین روایت می شود که این فصل از فصل اول هم سخت تره . کونتین ذهنی آشفته و افسرده دارد و گاه حتی جملات را نصفه کاره رها می کند .فصل سوم از زبان جاسن است که روایتی مستقیم و ساده دارد و فصل چهارمی نیز از زبان راوی وجود دارد و در انتها اصل و نسب و سرانجام این خانواده ذکر شده است . جیسون کامپسون سوم (؟-۱۹۱۲): پدر خانوادهٔ کامپسون که تأثیر زیادی بر افکار پسر خود، کونتین، دارد. • کارولین باسکومب کامپسون (؟-۱۹۳۳): همسر جیسون سوم که علاقهٔ زیادی به پسر آخر خود، جیسون، دارد و همچنین به خانوادهای که در آن به دنیا آمده، افتخار میکند. • کونتین کامپسون (۱۸۹۱-۱۹۱۰): راوی بخش دوم داستان و پسر اول خانوادهٔ کامپسون که تحت تأثیر نظرات پدر خود است و علاقهٔ زیادی به خواهر خود دارد. همچنین او راوی داستان ابشالوم، ابشالوم است. • کدی کامپسون (۱۸۹۲-؟): دختر خانواده که فاکنر او را قهرمان این داستان میداند. • بنجامین کامپسون (۱۸۹۵-؟): راوی بخش اول داستان که معلول ذهنی است. نام او در ابتدا همنام داییاش، موری، بوده که در کودکی نامش را تغییر میدهند. • جیسون کامپسون چهارم (۱۸۹۴-؟): راوی بخش سوم داستان که در ۱۹۱۲ کفالت خانواده را برعهده گرفت. • دیلسی گیبسون(؟): خدمتکار سیاهپوست خانواده • کونتین کامپسون: دختر کدی که به وسیلهٔ مادرش به خانهٔ اجدادیاش فرستاده میشود.
نظرات شما عزیزان: یک شنبه 7 دی 1393برچسب:, :: 21:45 :: نويسنده : شمیلا سیامکی
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید. استفاده از مطالب وب بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد. متشکرم . شمیلا سیامکی روان شناس آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
|
||||||||||||||||
![]() |